باران تا هميشه free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
می توانست اما رسوایم نساخت ومرا مورد قضاوت قرار نداد ...
هر آنچه گفتم را باور کرد و هر بهانه ای آوردم را پذیرفت ،
هرچه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد .
اما من .....
هرگز حرف خدا را باور نکردم ،
وعده هایش را شنیدم ، اما نپذیرفتم ،
چشم هایم را بستم تا او را نبینم ،


کلی اتفاقات رخ داده که شرحش طولانیه پس براتون نمیگم فقط همینقدر بدونید که باران عزیز دیگه اینجا نمینویسه و اگر آپدیتی انجام شد یقینا منم که در خدمتتونم بهترین ها رو براتون ارزو میکنم

زندگي خيلي شيرينه حتي در لحظاتي که به نظرچون جام شوکران مياد
آره فقط کافيه به اين که اون عاشقانه دوستمون داره ايمان داشته باشيم.
زندگي خيلي شيرينه حتي در لحظاتی که به نظر چون جام شوکران مياد.
متن تولد خيال يار رو تا حالا خودت مينوشتي اينبار خواستي من بنويسم خب نوشتم ولي ببخش بضاعتم در کلمات به اندازه تو نيست گلم
خيال يار5 ساله شد يه عشق بينهايت هم 5 ساله شد اولي شايد گاهي تنبل بوده وگاهي خواب و گاهي هم نبوده اما دومي از هميشه بوده و تا هميشه هم هست
دنيـــاي تــو بينــهايت همه جــاش مهموني نـــور
دنياي من کف يک دست روي سقف سرد يک گور
شايدتاهيچ وقت کنارهم نباشيم ولي تاهميشه دوستت دارم![]()
دوست همه ی شما و ارادتمند شما خوبان دوست جون ( آتش دل)
دوستان عزيزم سلام ميلاد موعود رو بهتون تبريک ميگم(وبلاگ ما هم همش شده تولد
) متنی رو که کمی پاينتر ميخونيد باران عزيز به مناسبت تولد ۴ سالگيه خيال يار نوشته که برابر شده با ميلاد فرخنده ی منتظر ۱۷ شهريور ۴ سال قبل هم مصادف بود با ميلاد حضرت علی (ع) اميدوارم همگی رهروی راستين اينان باشيم
ارادتمند شما خوبان دوست جون
------------------------------------
در ابتدا این فرخنده میلاد را به تمامی شما عزیزان تبریک و تهنیت گفته و بسیار خرسندم که این میلاد موعود با به گل نشستن وبلاگمان همراه گشته و این را به فال نیک گرفته و فرج مولایمان را آرزومندم .(التماس دعا)
امروز زاد روز خیال یار می باشد و گویی برای من تجدید خاطراتی است که تلخ ترین و شیرین ترین لحظه هایم را به همراه داشته است.
سالروز زمانی که خیال یار را به امید وصال پیوند دادیم و در اینجا از عشق و دوستی سخن ها گفتیم .
شاید انتخاب این تصویر خزان که زینت بخش وبلاگ خیال یار گشت در ابتدا بر حسب اتفاق رقم خورد ولی امروز یاد آور خزان عشقی است که هر گاه سردرگم در میان خاطراتم پرسه می زنم در تو در تويش صدای ناله ی احساسم را می شنوم.
همیشه خیال یار برایم امید وصال را به همراه داشته ولی امروز آرزوهای بر باد رفته ام را نظاره گر هستم.
تنها حضور او بهانه عاشقانه ترین خاطراتم و دلیل زیباترین لحظه هایم بود و او کسی بود که در لحظه لحظه هایم همراهم گشته بود تا عشق را بیابم .
شاید یاد نگاه او بود که نگاهم را با خورشید آشتی می داد و بهترین خاطراتم، خاطراتی است که با یاد او رنگ آمیزی شده بود. و درهای قفل شده قلبم تنها با کلید نام او به زندگی لبخند می زدند.
بعد از گذشت زمان کم کم حس می کردم که بر روی خاطراتم غبار دلتنگی و دوری نشسته است ولی این را نه از برای جدایی قلبهایمان تصور می کردم بلکه مشغله های زندگی را بهانه ی این حس غریب می دانستم. ولی آن هنگام که سبب این دوری را از دیگران خواستار شدم متوجه شدم که مدتهاست من آن کسی نیستم که شباهنگام نگاهم در بستر ماه آسمان با او پیوند میخورد.
و آن زمان تلخ ترین لحظه های زندگی ام رقم خوردند وآن هنگام از درون شکستم چرا که عاشقانه و صادقانه ترین لحظه هایم را با او بودم.
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از بغض کوچک یک ابر نمی دانم
شاید به رسم عادت پروانگی امان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.
آرزومند آرزوهایت
باران

-----------------------------------------
گرچه اینجا یادآور خاطراتی است که تلخيش بيش از حلاوتش بوده ولی آشنایی و دوستی با شما عزیزان دلیلی گشت تا هر از چند گاهی من به وعده گاه قدیمی خاطراتم بیایم و دیداری با شما عزیزان تازه کنم. به امید بهروزی شما عزیزان.
سبز باشید و بارانی
دوست جونای گل و بلبلم سلام
من بالاخره یه مطلب نوشتم
اگه امروز تولد باران عزیز نبود معلوم نبود که کی بخت این وب لاگ نازنین باز میشد و یه پست جدید داخلش میخورد
خوب بریم سر اصل مطلب
---------------------------------
از هر تولد تا تولد دوباره که رسیدن به محبوب رو نوید میده راهیه که به اون زندگی میگن و این زندگی پر از آموزه های خوب برای هر کدوم از ماست
به نظر من بزرگترین تفاوت بین موفقیت و شکست پیدا کردن راه بهره گیری از این نکته های کوچیکه که در هر لحظه از زندگی رخ میده چه در خوشی و چه در اندوه باید فقط دنبال نقاط + هر حادثه بود تا بهترین ها همیشه مال ما باشه
باران عزیز تولدت مبارک ![]()

مژده ای دل شـــدگان دلبر طناز بیامد از راه سفر رهزن دلها به طمع باز بیامد
سیمین وش و رعنا قد و ابروی کمانی حق باشدش ار با هـمه غــماز بیـــــامد
در هر قدمش جان بدهم بهر اشـــارت آن مـحرم دل با هـمه دمــساز بیـــــامد
از یمن قدومش به سـرا پرده ی رندان آن طـایـر خـامـوش بــه آواز بـیــــــامد
وزسکروجودش چه عجب مطرب ساقی بی منت می مست و طربساز بیــــامد
آن منکر عشقی که بود ســالک دربار در محفل رنـدان دل پـر سـوز بیــــــامد
بینید چگونه پس از او آتش خــاموش رخشان دل و پر سوز و غزلساز بیـامد
(آتش دل یکشنبه۱۳مهر۸۲)
اینم
هر کی نبوده میتونه بره ببینه
برای بیان تبریک های صمیمانتون
از این کامنت دونی استفاده کنید (اگر پایینی باز نشد)
دوست همه ی شما و ارادتمند شما خوبان دوست جون (آتش دل)
دوستان عزيزمن سلام به زودی يه اپديت قشنگ براتون دارم اينو فقط برای اين نوشتم که يه موقع به سرنوشت بعضی وبلاگهای دوستان دچار نشم باران مهر رو که اکثرتون ميشناسيد ديگه با آدرس قبلی در سرويس پرشين نميشه بازش کرد
دوست جونای گلم سلام
فرا رسيدن ايام سوگواريه سالار شهيدان رو به همتون تسليت ميگم
بی نظمی های اخير رو در اپ ديت ببخشيد ان شالله از اين به بعد ۲۴ هر ماه اينجا آپ ديت ميشه البته به جز اپ بعدی که بعد از اربعين خواهد بود قصد داشتم يکی از غزلهام رو براتون بنويسم که ديدم اين متن زير که برگرفته از مجله ی طاوس هست مناسبتش بيشتره البته يه نکته ای من اضافه کنم و اون اينکه اين رو به همه تعميم نديد چه بسا حوسين هايی عارفانه عالمانه و روحانی ادا ميشن ولی وای بر اون حوسينی که مصداق مطلب زير باشه
آنچه میخوانید فرقهایی است که بنده پس از مدتها تامل و مشورت بین "حسین " و
" حوسین" پیدا کردم.حال آنها را میشمارم تا خدای ناکرده "حوسین" را به جای "حسین(ع)" مظلوم و معصوم ننگریم .چرا که آنوقت " این ره که تو میروی به ترکستان است ".
1-اول اینکه "حسین(ع)" یکی بیشتر نیست اما "حوسین" متعدد است یعنی هر مدّاحی برای خودش یک جور "حوسین" دارد تا آنجا که گفته می شود "حوسین" این مدّاح از "حوسین" آن مدّاح بهتر است.
2-" حسین " نماز را ولو در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا میدارد ولی "حوسین" نماز صبح را فدای شب بیداری حوسینی خود میکند.
3-" حسین " انسان سازی میکند و آدم میخواهد ولو یارانش خود را مصداق "وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید" میدانند اما "حوسین" به یارانش ذکر " من کلب حوسینم" را القا نموده و بیش از این هیچ!!!! یعنی اینکه کلب میخواهد و سگ پرورش میدهد.
4-درد " حسین " حفظ دین و شرافت انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" خلاصه میشود در عطش و سیراب کردن بستگانش.
5-" حسین " را باید از مطهری ها و شیخ جعفر شوشتری ها شناخت ولی "حوسین" را میشود لابلای آواز و اشعار نا عالمان و نا عارفان جست و ای بسا اهل دین و معرفت شخصیتی مثل "حوسین" را قبول نداشته باشند یا موهوم و ساخته خیال کج فهمان بپندارند.
6-" حسین " همیشگی است و برای هر لحظه زندگی الگویی کامل است اما "حوسین" فقط ده روز از سال خودنمایی میکند و بقیه سال بهانه ایست برای دور هم آیی دوستان قدیمی.
۷-" حسین " هرگز خود را جای کسی جا نزد اما "حوسین" خود را جای " حسین " جا زده است.
۸-" حسین " تاثیر " یا حسین " را منوط به پاکی قلب و خلوص و اطاعت از خدا میداند اما "حوسین" میگوید : هر چه میخواهد دل تنگت بکن ولی " یا حوسین "فراموش نشود.
۹- دوستان " حسین " ناخودآگاه خون گریه میکنند اما دوستان " حوسین " خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می نمایند و خلاصه اعلی درجات قرب را کثرت کبودیهای سر و سینه میدانند و بس.
۱۰-" حسین " را میشود در همه قلبها جست ولی " حوسین " مختص گروههای معدودی است که غیر از خود را فاقد حب اهل بیت می دانند و به طور ادواری دور هم جمع شده و با حرکاتی عجیب و نامأنوس وقت گذرانی میکنند.
۱۱-با معیار " حسین " در هر زمانی میشود کربلایی و کوفی را شناخت ولی " حوسین " حامل چند اسم و واقعه است و بس .آنهم در ظاهر.
۱۲-" حسین " سحرگاهان با ناله های آسمانی خود بر روی سجاده عشق حلقه اتصال شب روز میشود ولی "حوسین " سحرها......
(سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی)!!! توضیح :ذکر آخر مجلس بعضی از مجالس حوسینی
۱۳ – " حسین "مشعل دار عقلانیت الهی و عبودیت است اما " حوسین " بسیاری از کارهای خود را به نام "عشق حوسین " توجیه میکند و همه مبانی عقلی و شرعی را کنار می نهد و تکلیف را از دوش حوسینیان بر می دارد .
۱۴-در ظهر عاشورای حسینی فقط صدای " الله اکبر ...حی علی الصلوه "شنیده می شود اما در عاشورای حوسینی نعره های " حوسین حوسین " به جنگ اذان می آیند.
۱۵-عاصیان به مجالس " حسین " برای توبه و شفاعت میروند اما در مجالس حوسینی گنه کاران برای مجلس داری به نحو دلخواه قدم میگذارند .
۱۶-حرارتی که از " حسین " در قلبهاست << لن تبرد ابدا >> می باشد اما حرارت حوسینی پس از یک شور حوسینی فروكش کرده و مبدل به شب خاطره و تعریف جک و قهقهه می شود.
۱۷-همت مجالس حسینی کسب معرفت و شعور است ولی تلاش حوسینیان تنظیم بهتر صفها و همسانی ضربات و بالا و پائین پریدن ها و شدت بیشتر شور.
۱۸-برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که " پاپ " است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند.
۱۹-در مجلس حسینی اشک حرف اول را میزند اما در مجلس حوسینی نعره و فریاد.
۲۰-" حسین " حسینیت خود را حفظ نمود حتی زیر گام اسبها و خنجر کین دشمنان اما " حوسین " زیر ذره بین معرفت و امام شناسی خود را می بازد .
۲۱-" حسین " شخصیتی است جهانی و همه آزادگان او را مقتدای خود میدانند اما " حوسین " فقط موضوعی است برای بعضی از مجالس که نه تنها عمومی نیست بلکه مشروعیت آنها محل اشکال بسیاری از بزرگان است.
۲۲-در مجالس حسینی غریبه تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطحند اما در مجالس حوسینی تازه وارد ها مشکوکند و عجیبند و نباید در جایگاه قدیمی ترها بایستند.
۲۳-" حسین " برای حفظ دین جدّش با فریاد رسای << یا سیوف خذینی >> به سوی شهادت شتافت اما " حوسین "دین را به زیر ضربه های کج فهمان می فرستد تا خود بماند.
۲۴-عاشقان " حسین " خودشان را برای " حسین " می خواهند ولی مریدان درویش مسلک " حوسین" او را بهانه ای کرده اند برای خود خواهی ها و هوسهایشان .
و دوستان عزيزم آخرين کلام اينکه کسی که در محرم ۶۱هجری در کربلا بود" حسین " بود نه " حوسین ".
يه نکته موند که داشتم فراموش ميکردم حتمن همتون از ماجرای اهانت به رسول اکرم با خبريد در همين خصوص يکی از دوستان نامه ی اعتراض آميزی رو آماده کرده که برای خوندن و امضاش ميتونيد به اين نشانی مراجعه کنيد همچنين اگه تمايل داريد از اصل ماجرا باخبر بشيد و با بينش کامل اقدام به امضای نامه کنيد در اين لينک ميتونيد نقاشی ها و کاريکاتور های بی شرمانه و وقيحانه رو ببينيد و اين هم امضای من در اين اعتراض يه نظر سنجی هم سی ان ان راه انداخته که در صفحه ی اول پرشين لينکش هست
برای بيان نظراتتون و ميتونيد از اين لينک استفاده کنيد
دوست همه ی شما و ارادتمند شما خوبان دوست جون (آتش دل)
ولی اين بار ديگه شد بخونيد و اميدوارم که لذتش رو ببريدوقتي داس مه نو تو مزرع سبز فلك ديدار شد , وقتی لحظه ها زيبا شدند و ثانيه ها با ارزش , وقتی صداي پای خدا رو شنيدم,فهميدم كه ماه رمضون اومده.آخه كم كم متوجه شدم كه هر وقت دلهامون گردو غبار دنيايی ميگيره و خيلی چیزها و عهد و ÷يمونهامون رو از ياد می بريم اون جوادالاجودين هست كه هر ساله مياد و يك صفايي به اين خونه دل ماهاميده البته ستاره ی ÷ر فروغ ياد خدا كه هميشه توی آسمون دل مومن سوسو می كنه اينو كه میگم مال خودم و بعضی هاست كه گاهی اوقات يادشون ميره كجا هستندو براي چی؟
امسا ل هم همه دعوت بوديم,دعوتی كه مال همه هست وخوشا بحال اونهايي كه عزيز دل صاحب خونه شدند,كوله پشتيشون رو پر كردند از بركات اين ماه عزيز.
چقدر لذت داره وقتی نگاهت رو از گناه و حرام بر می گيری و تا می خوای يه حرفی بزنی که میدونی نباید بزنی حرفت رو نيمه تموم رها ميكنی,اون موقع كه خوابهامون عبادت ونفس هامون خدايی و علم ورزی يك نيايش است,اون موقع كه رنگ نگاه هامون رنگ پاكی و بی آلايشی و دستامون فقط پی دونه های تسبيح می گردن,وقتي ذكر لبهامون شده صلوات و دعا,تكليف شبمون خواندن صفحات كتاب آسمونی و درس زندگی از اين كتاب گرفتن, اون موقع است كه می فهمی دعوت كسی هستی كه مهربون مهربونهاست, می فهمی اين دعوت يك دعوت مثل ما بقي دعوتی ها نيست يك دعوت خدايی است.آره وقتی لحظه ها نزديك لحظات اذان و افطار می شد دل ها هم يك طور ديگه ای می شدند,اون لحظه ها كه روحمون انقدر لطافت داشت كه با صدای ربنا پر می كشيد تو آسمون و با الله اكبر اشك می ريختيم كه لحظه ها چقدر سريع مي گذرند, افسوس می خورديم برای لحظه های رفته و نگران برای لحظه های باقی مونده,اون موقع دست دعا بلند می كرديم به سوی آسمون و برای برآورده شدن حاجت هامون اشك می ريختيم,اول و اخر همه دعا هامون تعجيل آقا بود و چاشنی همه دعا ها شده بود سلامتی بيماران و رفع گرفتاري نياز مندان.آخر همه ی دعا ها هم وقتی مي خواستم اولين خرمای حاجت رو به لبم بگذارم ( مثل خيلی از شما ها ) تا روزه ام رو افطار كنم يك آمين بلند می گفتم برای بر آورده شدن تمامی حاجت هامون.
آره تو اين روزها عادت نداشتم گذشت روزها و سپری شدن ايام رو با گذر صفحات تقويم خاطر نشون بشم چرا كه هلال ماه هر روز اين تذكر رو به من می داد كه وقت تنگه و بايد عجله كرد.آخه حيف روزهای اين ماه عزيز رو از دست داد. نمی دونم وقتي اين ماه عزيز با شبهای قدر مزين می شه ديگه در وصفش چی بايد گفت.وقتي ياد مولامون توی ذهنم پرسه می زنه و مظلوميت و رحمانيت و شجاعتش رو می خوام توی سه گوشه مثلث عرفان مولا جا بدم تا چند خطی هم راجب اين باب براتون بنويسم قلم ياری نمی ده و دست و دلم مي لرزه آخه اين چيزا كه گفتنی نيست, خودت بايد با تموم وجود حسش كنی.
توی اين شبها وقتی دلهامون رو خالی می كرديم از هر چی بدی و با يك دل عاشق و نيازمند می رفتيم در خونش,وقتی سر پناهی می ساختيم با استواری قرآن و زير اين سقف خدا رو به عزيزاش قسم می داديم , انتظار داري آقا صاحب الزمان نامه ی حاجتت رو امضا نكنه؟ و سفارشت رو به اون مهربون مهربونا نکنه
اميد وارم وقتی روی سجاده هايی كه يك رنگ و حال ديگه ای داشتند و توی اين شبها بستر اشك و راز و نياز شما مومن های با خلوص بودند از ياد هم غافل نبوده باشيم چرا كه مومن دعا رو از ديگران شروع ميکنه تا تعجيل حاجت خودش رو تضمين كرده باشه.
عيد سعيد فطر رو به همتون تبريك ميگم و براتون بهترين ها رو ارزو ميكنم
برای بيان نظراتتون ميتونيد از اين لينک استفاده کنيد
نوشته شده توسط باران
ماه رمضان شد ميخانه بر افتاد
عيش و طرب و باده به وقت سحر افتاد
دوستای گلم سلام از محبتها تون ممنونم من رو ببخشيد که یه کمی ناپديدم گرفتاريم زياده فرارسيدن ايام پر برکت رمضان رو به همتون تهيت و شاد باش ميگم و اميدوارم که بهترين بهره ها رو ببريد
بعضی از برداشتها از بيت بالا اينه که ما رمضان اومده و محدوديتهايی رو هم با خودش به همراه اورده ولی من فکر ميکنم که منظور از بيتی که نوشتم اينه که فرصت عشق بازی اونم بی دردسر و با حضور معشوق محيا شده اون هم در بهترين ساعت روز. اميد که همه بتونيم ازش استفاده کنيم و تو اين ايام همديگه رو از دعای خير فراموش نکنيم خاصه در وقت سحر افطار و ليالی پر برکت قدر
قال علي(ع)
التماس به خدا شجاعت است
اگر بر آورده شود رحمت است
اگر برآورده نشود حكمت است
التماس به خلق خدا ذلت است
اگر بر آورده شود منت است
اگر بر آورده نشود خفت است
************************************
فرصت بكريه برای ابراز شجاعت از دستش نديم
************************************
برای بيان نظراتتون ميتونيد از اين لينک استفاده کنيد
دوست همه ی شما و ارادتمند شما خوبان دوست جون (آتش دل)